نقد و بررسی
کتاب مرگ سقراطآیا دیگر جرأت میکنم با این مردم حرف بزنم، همانطور که تا امروز میتوانستم؟!
سقراط در خیابانهای آتن با مردم حرف میزند و آنها را به فکر کردن دعوت میکند. مشکل اینجاست که همه مثل سقراط عاشق دانستن نیستند. بنابراین از پرسشهای بیوقفه خشمگین میشوند. میشود از سقراط شکایت کرد؟ میشود برایش دادگاه تشکیل داد؟ اگر یک فیلسوف را به مرگ محکوم کنند چه میشود؟
داستان “مرگ سقراط” با یک پرسش آغاز میشود: داناترین آدم یونان چه کس است؟ پاسخ روشن است؛ سقراط، اما سقراط میگوید که فقط یک چیز میداند، اینکه چیزی نمیداند. و این مبدأ فلسفهی اوست.
مبنای اندیشهی سقراط، فیلسوف یونانی دوران باستان، پرسشگری و شک دربارهی هر چیز بدیهی است تا از این طریق به مرحلهی بالاتری از شناخت برسد. شک سقراطی را قابلهی حقیقت میدانند.
سقراط در خیابانهای آتن با مردم حرف میزند و آنها را به فکر کردن دعوت میکند. مشکل اینجاست که همه مثل سقراط عاشق دانستن نیستند. بنابراین از پرسشهای بیوقفه خشمگین میشوند. میشود از سقراط شکایت کرد؟ میشود برایش دادگاه تشکیل داد؟ اگر یک فیلسوف را به مرگ محکوم کنند چه میشود؟
داستان “مرگ سقراط” با یک پرسش آغاز میشود: داناترین آدم یونان چه کس است؟ پاسخ روشن است؛ سقراط، اما سقراط میگوید که فقط یک چیز میداند، اینکه چیزی نمیداند. و این مبدأ فلسفهی اوست.
مبنای اندیشهی سقراط، فیلسوف یونانی دوران باستان، پرسشگری و شک دربارهی هر چیز بدیهی است تا از این طریق به مرحلهی بالاتری از شناخت برسد. شک سقراطی را قابلهی حقیقت میدانند.
جوایز این کتاب
• برندهی جایزهی برگه بوهای سبز





0دیدگاه