نقد و بررسی
کتاب قصه ها عوض می شوند 12: شنل قرمزیبرای من مهمه با اون طوری رفتار کنم که دوست دارم با من همونطور رفتار بشه!
وای! چه مشکلات بزرگی داریم!
واقعاً دلم میخواست که آینهی جادویی توی زیرزمین خانهمان من را به خانهی دوستم ببرد تا شب را در آنجا بگذرانم. ولی به جایش از یک داستان سر در آوردم داستان شنل قرمزی!
وقتی من و برادرم جونا توی جنگل قصهی شنل قرمزی فرود آمدیم، سعی کردیم تا به او دربارهی گرگ بزرگ، بدجنس و گرسنهای که میخواست دنبال او و مادر بزرگش بیاید، هشدار بدهیم.
ولی در خـانهی مـادربزرگ شنـل قرمزی، اتفاق غافلگیر کنندهای افتاد…
حالا ما باید:
• مراقب باشیم خوراک گرگ نشویم.
• توی خفنترین خانهی درختی دنیا قایم شویم.
• به شنل قرمزی یاد بدهیم که از حق خودش دفاع کند.
• به رازی در خانوادهمان پی ببریم.
و گرنه حسابی به دردسر میافتیم.
وای! چه مشکلات بزرگی داریم!
واقعاً دلم میخواست که آینهی جادویی توی زیرزمین خانهمان من را به خانهی دوستم ببرد تا شب را در آنجا بگذرانم. ولی به جایش از یک داستان سر در آوردم داستان شنل قرمزی!
وقتی من و برادرم جونا توی جنگل قصهی شنل قرمزی فرود آمدیم، سعی کردیم تا به او دربارهی گرگ بزرگ، بدجنس و گرسنهای که میخواست دنبال او و مادر بزرگش بیاید، هشدار بدهیم.
ولی در خـانهی مـادربزرگ شنـل قرمزی، اتفاق غافلگیر کنندهای افتاد…
حالا ما باید:
• مراقب باشیم خوراک گرگ نشویم.
• توی خفنترین خانهی درختی دنیا قایم شویم.
• به شنل قرمزی یاد بدهیم که از حق خودش دفاع کند.
• به رازی در خانوادهمان پی ببریم.
و گرنه حسابی به دردسر میافتیم.

0دیدگاه