نقد و بررسی
کتاب تیمی شاسکول 3: کوه به کوه نمی رسهاگر شما یکی از سه نفر در دنیا هستید که جلدهای قبلی خاطرات مرا نخواندهاید، اجازه بدهید مختصری برایتان توضیح بدهم اسم من تیمی است، تیمی شاسکول. و آژانس کاراگاهی من در مرز سلطهی جهانی است. و با این حال هنوز خدایان دارند سعی میکنند حالم را بگیرند. این دفعه، گرفتاری در مدرسه.
اما یک چیز قطعی ست، تیمی شاسکول دوباره پیروز خواهد بود!
گزیدهای از متن کتاب:
در حالی که از آن بانوی خبیث رو برمیگرداندم با صدای بلند گفتم: “آهان!”
به رولو گفتم: “به آن دختر بگو مکالمات شوخیوار را میتوانیم رد کنیم.”
رولو میگوید: “خودت بهش بگو، او کنارت ایستاده.”
“رولو، او مستقیم توی روی من در مورد من و شهرت جهانیام و آژانسم اظهار نظر کرده بهش بگو من از طریق تو باهاش حرف میزنم.”
دوشیزهی تاریکی میگوید: “من منظوم اصلاً این نبود.”
رولو نگاهی به دیو میاندازد. “او فکر میکند تو به خوی میدانی که…”
دیو حرفش را قطع میکند. “رولو من میتوانم بشنوم چی میگوید.”
اسکاتاروی آخوندک میگوید: “آههه دوتا کاراگاه حرفهای دارند دعوا میکنند.”





0دیدگاه